die Rose
[ˈʁoːzə]
- جمع:
- die Rosen
- حالت اضافی:
- der Rose
۱Deine Lippen sind wie Rosen.
لبهایت مانند رز است.
اسم
- die Rose
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- die Rosette
دستور زبانِ رز
اسم
- آوانویسی لاتین
- raz, roz
- جمع
- رزان
- تلفظ
- [ɹæz], [ɹoz]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
اولین غنچه، بزرگترین مباهات گل رز است.
۲Die erste Knospe ist der Rose größter Stolz.
گل رز به همهٔ زبانهای دنیا سخن میگوید.
۳Die Rose spricht alle Sprachen der Welt.
زیبایی بدون فضیلت مثل یک گل رز بی بو است.
۴Schönheit ohne Tugend ist wie eine Rose ohne Duft.
لبهایت مانند رز است.
۱Deine Lippen sind wie Rosen.
یک رز به صورت غنچه تازهتر از رز کاملا شکفته است.
۵Eine Rose ist frischer als Knospe als voll aufgeblüht.
یک نجیبزادهٔ واقعی، یک گل رز سرخ برای بانویش میآورد.
۶Ein richtiger Kavalier bringt seiner Dame rote Rosen mit.
او یک گل رز در دستش داشت.
۷Sie hat eine Rose in der Hand.