zweite
۱Die zweite Potenz von zwei ist vier.
توان دوم دو چهار است.
صفت
- zweite
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- anderer
عدد
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- zweite
دستور زبانِ دوم
صفت
- آوانویسی لاتین
- dovom
- با حرکتگذاری
- دُوُم
- تلفظ
- [d̪ov.vom]
عدد
- با حرکتگذاری
- دُوُم
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
توان دوم دو چهار است.
۱Die zweite Potenz von zwei ist vier.
جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹ در گرفت.
۲Der Zweite Weltkrieg brach 1939 aus.
لباسهایش دست دوم بود.
۳Seine Kleidung war gebraucht.
ما همگی دو زندگی داریم. دومی در لحظهای آغاز میشود که متوجه میشویم که فقط یکی داریم.
۴Wir alle haben zwei Leben. Das zweite beginnt in dem Moment, in dem wir erkennen, dass wir nur eines haben.
ریشهٔ دوم چهار دو است.
۵Die Quadratwurzel von vier ist zwei.
پائیز بهار دوم است، که در آن هر برگی شکوفه میشود.
۶Der Herbst ist ein zweiter Frühling, wo jedes Blatt zur Blüte wird.
آسانسور در طبقهٔ اول و دوم توقف ندارد.
۷Der Aufzug hält nicht im ersten und zweiten Stock.
اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم، نهم، دهم... ما قبل آخر، آخر.
۸Erster, zweiter, dritter, vierter, fünfter, sechster, siebter, achter, neunter, zehnter... vorletzter, letzter.
فصل دوم شش صفحه است.
۹Das zweite Kapitel ist sechs Seiten lang.
جنگ جهانی دوم سال ۱۹۴۵ پایان یافت.
۱۰Der Zweite Weltkrieg endete 1945.