zu
[t͡suː]
۱Alles zu seiner Zeit.
هر چیزی به وقتش.
ادات
- zu
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- -en
اسم خاص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- Don
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
چرا دن خودش رو کشت؟
۲Warum hat sich Dan umgebracht?
دن اشاره کرد که او به برتری سفیدپوستان اعتقاد دارد.
۳Dan ließ durchblicken, dass er an die Überlegenheit der Weißen glaubt.