ausrotten
[ˈaʊ̯sˌʁɔtn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- rottet aus
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- rottete aus
- اسم مفعول:
- ausgerottet
- فعل کمکی:
- haben
فعل
- ausrotten
دستور زبان دمار کسی را بر آوردن
فعل
- با نشانههای واکه
- دَمارِ کِسی را بَر آوُردَن
نمونهها
دمار کسی را بر آوردن
۱jem. vom Erdboden vertilgen