واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

erdrückender Beweis

تأییدنشده

دلیل شکننده عبارت

عبارت

  • erdrückender Beweisتأییدنشده

دستور زبان دلیل شکننده

عبارت

با نشانه‌های واکه
دَلیلِ شِکَنَنده
منبع‌ها و یادکردها