واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

sich bemühen

تأییدنشده

دست و پا کردن dast o pâ kardan فعل

نمونه با sich bemühen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱sich bemühen, es noch besser zu machen

سنگ تمام گذاشتن

تأییدنشده

فعل

  • sich bemühenتأییدنشده

دستور زبان دست و پا کردن

فعل

آوانویسی لاتین
dast o pâ kardan
با نشانه‌های واکه
دَست و پا کَردَن
خوانش
[d̪ǽs.t̪ʰo pʰɒ́ː kʰʲæɹ.d̪ǽn]

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

برای خودش یک زن دست و پا کردن

تأییدنشده

۲sich um eine Frau bemühen

در شرکت دست و پا کردن

تأییدنشده

۳in der Firma erfolgreich sein

در شرکت دست و پا کردن

تأییدنشده

۴in der Firma Boden unter die Füsse kriegen

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها