fraternisieren
[ˌfʁatɛʁniˈziːʁən]
- حال (سومشخص مفرد):
- fraternisiert
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- fraternisierte
- اسم مفعول:
- fraternisiert
- فعل کمکی:
- haben
فعل
- fraternisieren
دستور زبان دست برادری دادن
فعل
- با نشانههای واکه
- دَستِ بَرادَری دادَن
[ˌfʁatɛʁniˈziːʁən]