lehren
[ˈleːʁən]
- حال (سومشخص مفرد):
- lehrt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- lehrte
- اسم مفعول:
- gelehrt
- فعل کمکی:
- haben
۱jem. seine Lektion lehren
کسی را درس دادن
فعل
- lehren
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- dozieren
- unterrichten
دستور زبان درس دادن
فعل
- با نشانههای واکه
- دَرس دادَن
نمونهها
ما با درس دادن یاد میگیریم.
۲Wir lernen durch Lehren.
به همان اندازه که اخلاق درس دادن آسان است، اخلاق را مستدل کردن دشوار است.
۳Moral zu predigen ist ebenso leicht, als Moral zu begründen schwer ist.
هر معلمی باید یاد بگیرد چه زمانی وقت آن است که درس دادن را قطع کند. این یک هنر شاق است.
۴Jeder Lehrer muss lernen, mit dem Lehren aufzuhören, wenn es Zeit ist. Das ist eine schwere Kunst.
کسی را درس دادن
۱jem. seine Lektion lehren