واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

sich festsetzen

تأییدنشده

در چیزی حلول کردن عبارت

عبارت

  • sich festsetzen(örtlich und übertragen)تأییدنشده

دستور زبان در چیزی حلول کردن

عبارت

با نشانه‌های واکه
دَر چیزی حُلول کَردَن
منبع‌ها و یادکردها