planen
[ˈplaːnən]
- حال (سومشخص مفرد):
- plant
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- plante
- اسم مفعول:
- geplant
- فعل کمکی:
- haben
۱Laila plante einen Bankraub.
لیلا سرقت از یک بانک را برنامهریزی کرد.
فعل
- planen
دستور زبان در پیش داشتن
فعل
- با نشانههای واکه
- دَر پیش داشتَن
نمونهها
در پیش داشتن
۲etwas im Augen haben