واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

sich dazwischenschieben

تأییدنشده

دخالت کردن گونهٔ دستوری ناشناخته

گونهٔ دستوری ناشناخته

  • sich dazwischenschiebenتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • sich einmischenتأییدنشده

دستور زبان دخالت کردن

گونهٔ دستوری ناشناخته

با نشانه‌های واکه
دِخالَت کَردَن

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

دخالت کردن

تأییدنشده

۱sich einschalten in etwas

منبع‌ها و یادکردها
  1. ۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها