brav
[bʁaːf]
- صفت برتر:
- braver
- صفت برترین:
- am bravsten
۱Der brave Mann denkt an sich selbst zuletzt.
یک مرد خوب آخر از همه به خودش فکر میکند.
صفت
- brav
دستور زبان خوش اخلاق
صفت
- با نشانههای واکه
- خوش اَخلاق
[bʁaːf]
۱Der brave Mann denkt an sich selbst zuletzt.
یک مرد خوب آخر از همه به خودش فکر میکند.