vertraut
[fɛɐ̯ˈtʁaʊ̯t]
- صفت برتر:
- vertrauter
- صفت برترین:
- am vertrautesten
۱Der Mann, dem ich vertraute, hat mich betrogen.
مردی که به او اعتماد داشتم، مرا فریب داد
صفت
- vertraut
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- gesellig
دستور زبان خودمانی
صفت
- با نشانههای واکه
- خودِمانی
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
ما او را با نام خودمانیاش «آن» صدا میکنیم.
۲Wir riefen sie bei ihrem Kosenamen „Ann“.