bedienen
[bəˈdiːnən]
- حال (سومشخص مفرد):
- bedient
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- bediente, bedienete
- اسم مفعول:
- bedient, bedient
- فعل کمکی:
- haben
۱Habe den Mut, dich deines eigenen Verstandes zu bedienen!
جرأت این را داشته باش تا فکر خود را به خدمت بگیری.
فعل
- bedienen
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- dienen
- kellnern
دستور زبان خدمت کردن
فعل
- با نشانههای واکه
- خِدمَت کَردَن
نمونهها
کسی را منتظر خدمت کردن
۲jem. für etwas zur Disposition stellen