vermuten
[fɛɐ̯ˈmuːtn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- vermutet
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- vermutete
- اسم مفعول:
- vermutet
- فعل کمکی:
- haben
۱Ich vermute, dass wir nur sehen, was wir kennen.
من گمان میکنم که ما فقط آنچه که میشناسیم را میبینیم.
فعل
- vermuten
- raten
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- erraten
- mutmassen
- rätseln
- ahnen
- tippen
- überschlagen
دستور زبان حدس زدن
فعل
- آوانویسی لاتین
- hads zadan
- با نشانههای واکه
- حَدس زَدَن