پرش به بدنهٔ صفحه
واژهنامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی
Deutsch
فارسی
English
آلمانی یا فارسی
جستجو
zerschlagen sein
تأییدنشده
حالت شکنندگی داشتن
عبارت
عبارت
zerschlagen sein
(
kaputt
)
تأییدنشده
دستور زبان
حالت شکنندگی داشتن
عبارت
با نشانههای واکه
حالَتِ شِکَنَندِگی داشتَن
منبعها و یادکردها
farhang (ckh)
,
CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
منبعها و پروانهها