verschieben
[fɛɐ̯ˈʃiːbn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- verschiebt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- verschob
- اسم مفعول:
- verschoben
- فعل کمکی:
- haben
۱Er verschob das Fest.
او جشن را به تعویق انداخت.
فعل
- verschieben
دستور زبان تعویق کردن
فعل
- با نشانههای واکه
- تَعویق کَردَن