واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

bildende Kunst

تأییدنشده

تصویر گری عبارت

عبارت

  • bildende Kunst(z.B. Malerei)تأییدنشده

دستور زبان تصویر گری

عبارت

با نشانه‌های واکه
تَصویر گَری
منبع‌ها و یادکردها