واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

verstimmt sein

تأییدنشده

ترش رو بودن عبارت

عبارت

  • verstimmt sein(Gefühl)تأییدنشده

دستور زبان ترش رو بودن

عبارت

با نشانه‌های واکه
تُرش رو بودَن
منبع‌ها و یادکردها