die Stühle aufreihen
تأییدنشده
ترتیب دادن tartib dâdan فعل
فعل
- die Stühle aufreihenتأییدنشده
دستور زبان ترتیب دادن
فعل
- آوانویسی لاتین
- tartib dâdan
- با نشانههای واکه
- تَرتیب دادَن
- خوانش
- [t̪ʰæɹ.t̪ʰíːb̥ d̪ɒː.d̪æn]
نمونهها
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.
یک روز باید مشغول ترتیب دادن کارها باشم
تأییدنشده
۱ich brauche 1 Tag zur Vorbereitung
دو روز باید مشغول ترتیب دادن کارها باشم
تأییدنشده
۲ich brauche 2 Tage, um alles zu ordnen
دو روز باید مشغول ترتیب دادن کارها باشم
تأییدنشده
۳ich brauche 2 Tage, um alles vorzubereiten
منبعها و یادکردها
- Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
- ۳: farhang von ckh
منبعها و پروانهها