واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

Erzähl mal

تأییدنشده

بگو ببینم عبارت

عبارت

  • Erzähl malتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • Sag mir malتأییدنشده
  • lass hörenتأییدنشده

دستور زبان بگو ببینم

عبارت

با نشانه‌های واکه
بِگو بِبینَم
منبع‌ها و یادکردها