واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

abkämmen

تأییدنشده

به سراغ چیزی رفتن گونهٔ دستوری ناشناخته

گونهٔ دستوری ناشناخته

  • abkämmen(suchen)تأییدنشده

دستور زبان به سراغ چیزی رفتن

گونهٔ دستوری ناشناخته

با نشانه‌های واکه
به سُراغِ چیزی رَفتَن
منبع‌ها و یادکردها