der Teich
[taɪ̯ç]
- جمع:
- die Teiche
- حالت اضافی:
- des Teiches, des Teichs
۱In verbotenen Teichen fischt man gern.
در برکهٔ ممنوعه، آدم دوست دارد ماهیگیری کند.
اسم
- der Teich
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- das Becken
- der Tümpel
- der Weiher
دستور زبانِ برکه
اسم
- آوانویسی لاتین
- berke
- با حرکتگذاری
- بِرکه
- تلفظ
- [beɹ.kʰʲé]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
در برکهٔ ممنوعه، آدم دوست دارد ماهیگیری کند.
۱In verbotenen Teichen fischt man gern.
ماهیهای بزرگ در برکههای کوچک زندگی نمیکنند.
۲Große Fische leben nicht in kleinen Teichen.
برکه یخ زده بود.
۳Der Teich war zugefroren.
برکه یخ زده است.
۴Der Teich ist zugefroren.