schonen
[ˈʃoːnən]
- حال (سومشخص مفرد):
- schont
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- schonte
- اسم مفعول:
- geschont
- فعل کمکی:
- haben
۱jem. schonen vor etwas
کسی را از چیزی خلاصی دادن
فعل
- schonen
عبارت
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- jem. bemitleiden
دستور زبان بر کسی ترحم کردن
عبارت
- با نشانههای واکه
- بَر کِسی تَرَحُم کَردَن
فعل
- با نشانههای واکه
- بَر کِسی تَرَحُم کَردَن
نمونهها
بر کسی ترحم کردن
۲mit jem. Erbarmen haben