die Base
[ˈbaːzə]
- جمع:
- die Basen
- حالت اضافی:
- der Base
۱Basen neutralisieren Säuren.
بازها اسیدها را خنثی میکنند.
اسم
- die Base
- die Weihe
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- der Falke
- der Bussard
- der Faden
- der/das Klafter
- der Habicht
صفت
- offen
- geöffnet
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- auf
- freizügig
- gewagt
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- wieder
- nochmals
- noch einmal
دستور زبان باز
صفت
- آوانویسی لاتین
- bâz
- خوانش
- [bɒːz]
قید
- آوانویسی لاتین
- bâz
- خوانش
- [bɒːz]
همهٔ ریختها
- وا
اسم
- آوانویسی لاتین
- bâz
- جمع
- بازان
- خوانش
- [bɒːz]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
صبر چشمها را باز میکند.
۲Geduld öffnet die Augen.
بازها پرندگان شکاری هستند.
۳Falken sind Greifvögel.
باز هم آگهی بازرگانی!
۴Schon wieder Werbung!
کلید زرین هر دری را باز میکند.
۵Ein goldener Schlüssel öffnet jede Tür.
کتابفروشی باز است.
۶Die Buchhandlung ist geöffnet.
من با چشمهای باز میبوسم.
۷Ich küsse mit offenen Augen.
با دست خالی هیچ بازی را نمیتوان گرفت.
۸Mit leeren Händen fängt man keinen Falken.
چرا هرگز این درب لعنتی را باز نمیکنی؟
۹Warum machst du nie diese verfluchte Tür zu?
استخر رو باز باید بسته شود.
۱۰Das Freibad soll geschlossen werden.
صد باز گوش کن، هزار بار فکر کن، یک بار صحبت کن.
۱۱Hör hundertmal, denk tausendmal, sprich einmal.