fällen
[ˈfɛlən]
- حال (سومشخص مفرد):
- fällt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- fällte
- اسم مفعول:
- gefällt
- فعل کمکی:
- haben
۱Mir gefällt ihr Charakter.
منش او را میپسندم.
فعل
- fällen
دستور زبان از ریشه در آوردن
فعل
- با نشانههای واکه
- از ریشه دَر آوَردَن
[ˈfɛlən]
۱Mir gefällt ihr Charakter.
منش او را میپسندم.