فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چهچهه زدن

zwitschern فعل

فعل

  • چهچهه زدنچَهچَهه زَدَن(auch iron.)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جیر جیر زدنجیر جیر زَدَن(auch iron.)تأییدنشده
  • جیک زدنجیک زَدَن(auch iron.)تأییدنشده
  • توییت کردنtuit kardan(social media: to post an entry to Twitter)طنزآمیزتأییدنشده
  • نغمه سرایی کردنتأییدنشده
  • چاویدن(birds)تأییدنشده

دستور زبانِ zwitschern

فعل

تلفظ
[ˈt͡svɪt͡ʃɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gezwitschertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zwitschernمعلوم، مصدر، حال
  • zwitscherndمعلوم، participle، حال
  • gezwitschertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zwitscherمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zwitschereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zwitschreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zwitschertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zwitscherمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zwitschereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zwitschreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zwitschereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zwitschreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zwitscherstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zwitscherstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zwitschertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zwitschereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zwitschreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zwitschernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • zwitschernمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zwitschertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zwitschertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zwitschernمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • zwitschernمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zwitscherteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zwitscherteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zwitschertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zwitschertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zwitscherteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zwitscherteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zwitschertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zwitschertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zwitschertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zwitschertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zwitschertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zwitschertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zwitscherestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • zwitscheretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • zwitschrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • zwitschretمعلوم، جمع، حال، subjunctive

مثال‌ها

Wie die Alten sungen, so zwitschern auch die Jungen.

همانا پدر، همانا پسر.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1860049), cojiluc (fa #6856131), tatoeba.org
منابع و مجوزها