رفتن به محتواتخصیص دادن
تأییدنشده
zuweisen فعل
فعل
- تخصیص دادنتَخصیص دادَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- محول کردنمَحوَل کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ zuweisen
فعل
- تلفظ
- [ˈt͡suːˌvaɪ̯zn̩]
همهٔ صورتها
- zugewiesenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- zuweisenمعلوم، مصدر، حال
- zuzuweisenمعلوم، extended، مصدر
- zuweisendمعلوم، participle، حال
- zugewiesenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- zuzuweisendergerundive، participle
- weis zuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- weise zuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- weist zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- weise zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- weise zuمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zuweiseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- zuweiseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weist zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- weisest zuمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zuweistمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zuweisestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weist zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- weise zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zuweistمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zuweiseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- weisen zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- weisen zuمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- zuweisenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- zuweisenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weist zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- weiset zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- zuweistمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- zuweisetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weisen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- weisen zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zuweisenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- zuweisenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- wies zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- wiese zuمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zuwiesمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- zuwieseمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wiesest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- wiest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- wiesest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zuwiesestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zuwiestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zuwiesestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wies zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- wiese zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zuwiesمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zuwieseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- wiesen zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- wiesen zuمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zuwiesenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- zuwiesenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wiest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- wieset zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zuwiestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- zuwiesetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wiesen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- wiesen zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zuwiesenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- zuwiesenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- zuzuweisendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- zuzuweisendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzuweisendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- zuzuweisendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- zuzuweisendegerundive، حالت نهادی، جمع
- zuzuweisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- zuzuweisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzuweisendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- zuzuweisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- zuzuweisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- zuzuweisendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- zuzuweisendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzuweisendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzuweisendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها