فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برش کردن

تأییدنشده

zuschneiden فعل

فعل

  • برش کردنبُرِش کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به اندازه بریدنبه اَندازه بُریدَنتأییدنشده

دستور زبانِ zuschneiden

فعل

تلفظ
[ˈt͡suːˌʃnaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zugeschnittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zuschneidenمعلوم، مصدر، حال
  • zuzuschneidenمعلوم، extended، مصدر
  • zuschneidendمعلوم، participle، حال
  • zugeschnittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zuzuschneidendergerundive، participle
  • schneid zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schneide zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schneidet zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schneide zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schneide zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zuschneideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zuschneideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schneidest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schneidest zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zuschneidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuschneidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schneidet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schneide zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zuschneidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschneideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schneiden zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schneiden zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zuschneidenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • zuschneidenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schneidet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schneidet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zuschneidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zuschneidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schneiden zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schneiden zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zuschneidenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschneidenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schnitt zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schnitte zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschnittمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zuschnitteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnittest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnittst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnittest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschnittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuschnittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuschnittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnitt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schnitte zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zuschnittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnitteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schnitten zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schnitten zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschnittenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zuschnittenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnittet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schnittet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschnittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zuschnittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnitten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schnitten zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zuschnittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuzuschneidendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • zuzuschneidendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzuschneidendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • zuzuschneidendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • zuzuschneidendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • zuzuschneidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzuschneidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzuschneidendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzuschneidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • zuzuschneidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • zuzuschneidendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzuschneidendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzuschneidendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzuschneidendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها