فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سگک انداختن

تأییدنشده

zuschnallen فعل

فعل

  • سگک انداختنسَگک اَنداختَنتأییدنشده

دستور زبانِ zuschnallen

فعل

تلفظ
[ˈt͡suːˌʃnalən]
همهٔ صورت‌ها
  • zugeschnalltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zuschnallenمعلوم، مصدر، حال
  • zuzuschnallenمعلوم، extended، مصدر
  • zuschnallendمعلوم، participle، حال
  • zugeschnalltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zuzuschnallendergerundive، participle
  • zuzuschnallendegerundive، participle
  • schnall zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnalle zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnallt zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnallet zuمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnalle zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schnalle zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zuschnalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zuschnalleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schnallst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnallest zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnallest zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zuschnallstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuschnallestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuschnallestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schnallt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schnallet zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schnalle zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zuschnalltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schnallen zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schnallen zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zuschnallenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • zuschnallenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schnallt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnallet zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnallet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zuschnalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zuschnalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zuschnalletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schnallen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schnallen zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zuschnallenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnallenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schnallte zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schnallete zuمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schnallte zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnallete zuمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschnallteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zuschnalleteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zuschnallteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zuschnalleteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnalltest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnalletest zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnalltest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnalletest zuمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschnalltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuschnalletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuschnalltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zuschnalletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnallte zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schnallete zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schnallte zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schnallete zuمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zuschnallteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnalleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnallteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnalleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schnallten zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schnalleten zuمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schnallten zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schnalleten zuمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschnalltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zuschnalletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zuschnalltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zuschnalletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnalltet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schnalletet zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schnalltet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schnalletet zuمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschnalltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zuschnalletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zuschnalltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zuschnalletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnallten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schnalleten zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schnallten zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schnalleten zuمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zuschnalltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnalletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnalltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschnalletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuzuschnallendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzuschnallendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzuschnallendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzuschnallendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • zuzuschnallendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • zuzuschnallendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzuschnallendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzuschnallendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzuschnallendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها