رفتن به محتواسگک انداختن
تأییدنشده
zuschnallen فعل
فعل
- سگک انداختنسَگک اَنداختَنتأییدنشده
دستور زبانِ zuschnallen
فعل
- تلفظ
- [ˈt͡suːˌʃnalən]
همهٔ صورتها
- zugeschnalltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- zuschnallenمعلوم، مصدر، حال
- zuzuschnallenمعلوم، extended، مصدر
- zuschnallendمعلوم، participle، حال
- zugeschnalltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- zuzuschnallendergerundive، participle
- zuzuschnallendegerundive، participle
- schnall zuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schnalle zuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schnallt zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schnallet zuمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schnalle zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- schnalle zuمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zuschnalleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- zuschnalleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schnallst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- schnallest zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- schnallest zuمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zuschnallstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zuschnallestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zuschnallestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schnallt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- schnallet zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- schnalle zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zuschnalltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zuschnalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zuschnalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schnallen zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- schnallen zuمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- zuschnallenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- zuschnallenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schnallt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- schnallet zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- schnallet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- zuschnalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- zuschnalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- zuschnalletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schnallen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- schnallen zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zuschnallenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- zuschnallenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schnallte zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schnallete zuمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schnallte zuمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schnallete zuمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zuschnallteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- zuschnalleteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- zuschnallteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zuschnalleteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schnalltest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schnalletest zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schnalltest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schnalletest zuمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zuschnalltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zuschnalletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zuschnalltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zuschnalletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schnallte zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schnallete zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schnallte zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- schnallete zuمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zuschnallteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zuschnalleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zuschnallteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- zuschnalleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- schnallten zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- schnalleten zuمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- schnallten zuمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- schnalleten zuمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zuschnalltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- zuschnalletenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- zuschnalltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zuschnalletenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schnalltet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schnalletet zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schnalltet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- schnalletet zuمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zuschnalltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- zuschnalletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- zuschnalltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zuschnalletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schnallten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schnalleten zuمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schnallten zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- schnalleten zuمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zuschnalltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- zuschnalletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- zuschnalltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- zuschnalletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- zuzuschnallendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- zuzuschnallendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzuschnallendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- zuzuschnallendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- zuzuschnallendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- zuzuschnallendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- zuzuschnallendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzuschnallendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzuschnallendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها