رفتن به محتواسوغان گرفتن
تأییدنشده
zureiten فعل
فعل
- سوغان گرفتنسوغان گِرِفتَن(Pferd)تأییدنشده
دستور زبانِ zureiten
فعل
- تلفظ
- [ˈt͡suːˌʁaɪ̯tn̩]
همهٔ صورتها
- zugerittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- zureitenمعلوم، مصدر، حال
- zuzureitenمعلوم، extended، مصدر
- zureitendمعلوم، participle، حال
- zugerittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- reit zuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- reite zuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- reitet zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- reite zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- reite zuمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zureiteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- zureiteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reitest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- reitest zuمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zureitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zureitestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reitet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- reite zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zureitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zureiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- reiten zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- reiten zuمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- zureitenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- zureitenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reitet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- reitet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- zureitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- zureitetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reiten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- reiten zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zureitenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- zureitenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- ritt zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- ritte zuمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zurittمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- zuritteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- rittest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- rittst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- rittest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zurittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zurittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zurittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- ritt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- ritte zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zurittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zuritteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- ritten zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- ritten zuمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zurittenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- zurittenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- rittet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- rittet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zurittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- zurittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- ritten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- ritten zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zurittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- zurittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- zuzureitendergerundive، participle
- zuzureitendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- zuzureitendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzureitendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- zuzureitendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- zuzureitendegerundive، حالت نهادی، جمع
- zuzureitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- zuzureitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzureitendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- zuzureitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- zuzureitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- zuzureitendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- zuzureitendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzureitendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- zuzureitendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها