فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوغان گرفتن

تأییدنشده

zureiten فعل

فعل

  • سوغان گرفتنسوغان گِرِفتَن(Pferd)تأییدنشده

دستور زبانِ zureiten

فعل

تلفظ
[ˈt͡suːˌʁaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zugerittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zureitenمعلوم، مصدر، حال
  • zuzureitenمعلوم، extended، مصدر
  • zureitendمعلوم، participle، حال
  • zugerittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • reit zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reite zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reitet zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reite zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • reite zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zureiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zureiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • reitest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reitest zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zureitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zureitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • reitet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • reite zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zureitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zureiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • reiten zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • reiten zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zureitenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • zureitenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • reitet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reitet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zureitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zureitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • reiten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • reiten zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zureitenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zureitenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ritt zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ritte zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zurittمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zuritteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rittest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rittst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rittest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zurittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zurittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zurittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ritt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ritte zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zurittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuritteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ritten zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ritten zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zurittenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zurittenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • rittet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rittet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zurittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zurittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ritten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ritten zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zurittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zurittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuzureitendergerundive، participle
  • zuzureitendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • zuzureitendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzureitendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • zuzureitendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • zuzureitendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • zuzureitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzureitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzureitendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzureitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • zuzureitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • zuzureitendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzureitendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzureitendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzureitendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها