فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به چشم آمدن

تأییدنشده

zur Geltung kommen
عبارت

عبارت

  • به چشم آمدنبه چَشم آمَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جلوه کردنجِلوه کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها