مثلا
zum Beispiel
۱Sehschwäche hat ihre Vorteile. Sie fördert zum Beispiel die Fantasie.
کم سویی مزیتهای خود را دارد. مثلا به گسترش تخیل کمک میکند.
عبارت
- مثلا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فی المثل
- بطور مثال
- فرض کنیم
ادات
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- برای مثال
دستور زبانِ zum Beispiel
عبارت
- تلفظ
- [t͡sʊm ˈbaɪ̯ˌʃpiːl]
مثالها
۱Sehschwäche hat ihre Vorteile. Sie fördert zum Beispiel die Fantasie.
کم سویی مزیتهای خود را دارد. مثلا به گسترش تخیل کمک میکند.
۲"Tatoeba" heißt "zum Beispiel" auf Japanisch.
تاتوئبا به ژاپنی یعنی "برای مثال".
۳„Tatoeba“ bedeutet „zum Beispiel“ auf Japanisch.
تاتوئبا به ژاپنی یعنی "برای مثال".
۴„Tatoeba“ bedeutet auf Japanisch „zum Beispiel“.
تاتوئبا به ژاپنی یعنی "برای مثال".