فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به هدر رفتن

تأییدنشده

zugrunde gehen
عبارت

مثال با zugrunde gehen

۱verlieren, zugrunde gehen

فاقد شدن

تأییدنشده

عبارت

  • به هدر رفتنبه هَدَر رَفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دق کردندِق کَردَنتأییدنشده
  • سگ کش شدنسَگ کُش شُدَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱verlieren, zugrunde gehen

فاقد شدن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها