فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چشمک زدن

تأییدنشده

zublinzeln فعل

فعل

  • چشمک زدنچِشمَک زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کرشمه کردنکِرشِمه کَردَنتأییدنشده
  • غمزه زدنغَمزه زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ zublinzeln

فعل

تلفظ
[ˈt͡suːˌblɪnt͡sl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • zugeblinzeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zublinzelnمعلوم، مصدر، حال
  • zuzublinzelnمعلوم، extended، مصدر
  • zublinzelndمعلوم، participle، حال
  • zugeblinzeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • blinzle zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blinzel zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blinzele zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blinzelt zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blinzle zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • blinzel zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • blinzele zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • blinzele zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • blinzle zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zublinzleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zublinzelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zublinzeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zublinzeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zublinzleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blinzelst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blinzelst zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • blinzlest zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • blinzelest zuمعلوم، archaic، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zublinzelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zublinzelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zublinzlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zublinzelestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blinzelt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • blinzele zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • blinzle zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zublinzeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zublinzeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zublinzleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blinzeln zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • blinzeln zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • blinzlen zuمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • blinzelen zuمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zublinzelnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • zublinzelnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zublinzlenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zublinzelenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blinzelt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blinzelt zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • blinzlet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • blinzelet zuمعلوم، archaic، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zublinzeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zublinzeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zublinzletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zublinzeletمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blinzeln zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • blinzeln zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • blinzlen zuمعلوم، archaic، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • blinzelen zuمعلوم، archaic، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zublinzelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zublinzelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zublinzlenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zublinzelenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blinzelte zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • blinzelte zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zublinzelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zublinzelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blinzeltest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • blinzeltest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zublinzeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zublinzeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blinzelte zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • blinzelte zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zublinzelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zublinzelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blinzelten zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • blinzelten zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zublinzeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zublinzeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blinzeltet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • blinzeltet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zublinzeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zublinzeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blinzelten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • blinzelten zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zublinzeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zublinzeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها