رفتن به محتواچشمک زدن
تأییدنشده
zublinzeln فعل
فعل
- چشمک زدنچِشمَک زَدَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کرشمه کردنکِرشِمه کَردَنتأییدنشده
- غمزه زدنغَمزه زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ zublinzeln
فعل
- تلفظ
- [ˈt͡suːˌblɪnt͡sl̩n]
همهٔ صورتها
- zugeblinzeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- zublinzelnمعلوم، مصدر، حال
- zuzublinzelnمعلوم، extended، مصدر
- zublinzelndمعلوم، participle، حال
- zugeblinzeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- blinzle zuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- blinzel zuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- blinzele zuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- blinzelt zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- blinzle zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- blinzel zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- blinzele zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- blinzele zuمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- blinzle zuمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zublinzleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- zublinzelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- zublinzeleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- zublinzeleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zublinzleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- blinzelst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- blinzelst zuمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- blinzlest zuمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- blinzelest zuمعلوم، archaic، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zublinzelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zublinzelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zublinzlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zublinzelestمعلوم، archaic، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- blinzelt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- blinzele zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- blinzle zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zublinzeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zublinzeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- zublinzleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- blinzeln zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- blinzeln zuمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- blinzlen zuمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- blinzelen zuمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- zublinzelnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- zublinzelnمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zublinzlenمعلوم، archaic، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zublinzelenمعلوم، archaic، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- blinzelt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- blinzelt zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- blinzlet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- blinzelet zuمعلوم، archaic، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- zublinzeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- zublinzeltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zublinzletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zublinzeletمعلوم، archaic، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- blinzeln zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- blinzeln zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- blinzlen zuمعلوم، archaic، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- blinzelen zuمعلوم، archaic، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zublinzelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- zublinzelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- zublinzlenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- zublinzelenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- blinzelte zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- blinzelte zuمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zublinzelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- zublinzelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- blinzeltest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- blinzeltest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zublinzeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- zublinzeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- blinzelte zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- blinzelte zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zublinzelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- zublinzelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- blinzelten zuمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- blinzelten zuمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zublinzeltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- zublinzeltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- blinzeltet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- blinzeltet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zublinzeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- zublinzeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- blinzelten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- blinzelten zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zublinzeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- zublinzeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها