فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به هوش آمدن

تأییدنشده

zu sich kommen
عبارت

عبارت

  • به هوش آمدنبه هوش آمَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حال گرفتنحال گِرِفتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها