فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیاده رفتن

تأییدنشده

zu Fuß gehen
عبارت

مثال با zu Fuß gehen

۱Wer ein Maultier ohne Fehler wünscht, muss zu Fuß gehen.

کسی که قاطر بدون عیب می‌خواهد، باید پیاده برود.

عبارت

  • پیاده رفتنپیاده رَفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پیاده روی کردنپیاده رَوی کَردَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱Wer ein Maultier ohne Fehler wünscht, muss zu Fuß gehen.

کسی که قاطر بدون عیب می‌خواهد، باید پیاده برود.

منابع و ارجاع‌ها
  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #5320867), cojiluc (fa #8264485), Tatoeba
منابع و مجوزها