فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بر انداختن

تأییدنشده

zu Fall bringen عبارت

عبارت

  • بر انداختنبَر اَنداختَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ساقط کردنساقِط کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zu Fall bringen

عبارت

مثال‌ها

jem. zu Fall bringen

کسی را افتانیدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها