فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خشمگین

xašmgin[xæʃm.ɡʲiːn]

zornig صفت

صفت

  • خشمگینxašmginخَشمگین[xæʃm.ɡʲiːn](displaying anger)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عصبانی'asabâniعَصَبانی[ʔæ.sæ.bɒː.niː](displaying anger)تأییدنشده
  • بر افروختهبَر اَفروختهتأییدنشده
  • مغضبمُغضَبتأییدنشده

دستور زبانِ zornig

صفت

تلفظ
[ˈt͡sɔʁnɪç], [ˈt͡sɔʁnɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • zornigerصفت تفضیلی
  • am zornigstenصفت عالی
  • zornigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zornigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zornigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zornigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zornigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zornigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zornigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zornigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zornigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zornigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zornigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zornigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zornigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • zornigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zornigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zornigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zornigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zornigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zornigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zornigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zornigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zornigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zornigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zornigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zornigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zornigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zornigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zornigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zornigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zornigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zornigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • zornigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zornigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zornigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • zornigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zornigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zornigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zornigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • zornigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • zornigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zornigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • zornigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zornigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zornigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • zornigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zornigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zornigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • zornigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zornigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zornigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zornigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • zornigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zornigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zornigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zornigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zornigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zornigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • zornigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zornigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zornigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zornigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zornigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zornigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zornigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zornigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zornigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zornigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zornigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zornigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

über jem. zornig sein

از کسی خشمگین شدن

sie wurden zornig

آنها به خشم آمدند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها