واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

مقرون به صرفه بودن

تأییدنشده

ziemlich nützlich sein
عبارت

عبارت

  • مقرون به صرفه بودنمَقرون به صَرفه بودَنتأییدنشده
منبع‌ها و یادکردها