فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هدف

تأییدنشده

zielen فعل

فعل

  • هدف(to aim something (especially a weapon) at a target)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به طرف کسی قراول رفتنبه طَرَفِ کِسی قَراوُل رَفتَنتأییدنشده
  • نشانه گرفتننِشانه گِرِفتَنتأییدنشده
  • هدایت کردنهِدایَت کَردَن(to aim at)تأییدنشده
  • قصد خاصی داشتن(etwas, oft eine Waffe, auf etwas ausrichten)تأییدنشده
  • هدف گرفتن(etwas, oft eine Waffe, auf etwas ausrichten)تأییدنشده

دستور زبانِ zielen

فعل

تلفظ
[ˈt͡siːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • gezieltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zielendمعلوم، participle، حال
  • gezieltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zielمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zieleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zieltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zieletمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zieleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zieleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zielstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zielestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zielestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zieltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zieletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zieleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zieltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zieletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zieletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zielteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zieleteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zielteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zieleteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zieltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zieletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zieltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zieletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zielteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zieleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zielteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zieleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zieltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zieletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zieltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zieletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zieltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zieletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zieltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zieletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zieltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zieletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zieltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zieletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها