فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرکش

تأییدنشده

sarkeš

zickig صفت

صفت

  • سرکشsarkešسَرکِشتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عاصیâsi[ʔɒː.síː]تأییدنشده
  • چموشčamušچَموشتأییدنشده

دستور زبانِ zickig

صفت

تلفظ
[ˈt͡sɪkɪç], [ˈt͡sɪkɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • zickigصفت مطلق
  • zickigerصفت تفضیلی
  • am zickigstenصفت عالی
  • zickigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zickigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zickigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zickigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zickigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zickigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zickigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zickigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zickigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zickigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zickigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zickigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zickigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • zickigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zickigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zickigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zickigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zickigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zickigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zickigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zickigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zickigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zickigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zickigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zickigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zickigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zickigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zickigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zickigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zickigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zickigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • zickigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zickigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zickigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • zickigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zickigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zickigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zickigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • zickigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • zickigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zickigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • zickigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zickigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zickigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • zickigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zickigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zickigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • zickigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zickigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zickigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zickigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • zickigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zickigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zickigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zickigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zickigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zickigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • zickigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zickigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zickigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zickigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zickigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zickigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zickigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zickigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zickigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zickigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zickigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zickigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

du bist doch nie so zickig gewesen

تو که این قدر نازک نارنجی نبودی

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (de.wiktionary.org), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen) and DBnary (kaiko.getalp.org, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (opensubtitles.org), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (books.google.com/ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها