فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تولید کردن

تأییدنشده

zeugen فعل

فعل

  • تولید کردنتولید کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zeugen

فعل

تلفظ
[ˈt͡sɔɪ̯ɡŋ̍], [ˈt͡sɔɪ̯ɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gezeugtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zeugendمعلوم، participle، حال
  • gezeugtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zeugمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zeugeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zeugtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zeugeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zeugeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zeugstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zeugestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zeugtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zeugeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zeugtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zeugetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zeugteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zeugteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zeugtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zeugtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zeugteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zeugteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zeugtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zeugtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zeugtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zeugtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zeugtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zeugtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

ein Kind, im Alter gezeugt

زنگوله پای تابوت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها