فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تقسیم کردن

تأییدنشده

taqsim kardan

zerteilen فعل

فعل

  • تقسیم کردنtaqsim kardanتَقسیم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چند پاره کردنچَند پاره کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zerteilen

فعل

تلفظ
[t͡sɛɐ̯ˈtaɪ̯lən]
همهٔ صورت‌ها
  • zerteiltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zerteilendمعلوم، participle، حال
  • zerteiltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zerteilمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerteileمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerteiltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerteileمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zerteileمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerteilstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerteilestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerteiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zerteileمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zerteiltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerteiletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zerteilteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zerteilteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerteiltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zerteiltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerteilteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zerteilteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerteiltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zerteiltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zerteiltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zerteiltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zerteiltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zerteiltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها