رفتن به محتواتقسیم کردن
تأییدنشده
taqsim kardan
zerteilen فعل
فعل
- تقسیم کردنtaqsim kardanتَقسیم کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چند پاره کردنچَند پاره کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ zerteilen
فعل
- تلفظ
- [t͡sɛɐ̯ˈtaɪ̯lən]
همهٔ صورتها
- zerteiltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- zerteilendمعلوم، participle، حال
- zerteiltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- zerteilمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerteileمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerteiltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- zerteileمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- zerteileمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerteilstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- zerteilestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerteiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- zerteileمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zerteiltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- zerteiletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- zerteilteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- zerteilteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerteiltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- zerteiltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerteilteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- zerteilteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zerteiltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- zerteiltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zerteiltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- zerteiltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zerteiltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- zerteiltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها