فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تجزیه کردن

تأییدنشده

zersetzen فعل

فعل

  • تجزیه کردنتَجزیه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zersetzen

فعل

تلفظ
[t͡sɛɐ̯ˈzɛt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zersetztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zersetzenمعلوم، مصدر، حال
  • zersetzendمعلوم، participle، حال
  • zersetztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zersetzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zersetzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zersetztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zersetzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zersetzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zersetztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zersetzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zersetztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zersetzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zersetzenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • zersetzenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zersetztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zersetzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zersetzenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • zersetzenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zersetzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zersetzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zersetztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zersetztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zersetzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zersetzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zersetztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zersetztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zersetztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zersetztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zersetztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zersetztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها