فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

له کردن

تأییدنشده

zerquetschen فعل

فعل

  • له کردنلِه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zerquetschen

فعل

تلفظ
[t͡sɛɐ̯ˈkvɛt͡ʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zerquetschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zerquetschendمعلوم، participle، حال
  • zerquetschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zerquetschمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerquetscheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerquetschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerquetscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zerquetscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerquetschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerquetschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerquetschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerquetschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zerquetscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zerquetschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerquetschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zerquetschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zerquetschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerquetschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zerquetschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerquetschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zerquetschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerquetschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zerquetschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zerquetschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zerquetschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zerquetschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zerquetschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

40 Jahre und ein paar zerquetschte

چهل و اند سال

منابع و ارجاع‌ها