فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را خرد ساختن

تأییدنشده

zermalmen فعل

فعل

  • چیزی را خرد ساختنچیزی را خُرد ساختَنتأییدنشده

دستور زبانِ zermalmen

فعل

تلفظ
[t͡sɛɐ̯ˈmalmən]
همهٔ صورت‌ها
  • zermalmtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zermalmendمعلوم، participle، حال
  • zermalmtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zermalmمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zermalmeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zermalmtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zermalmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zermalmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zermalmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zermalmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zermalmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zermalmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zermalmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zermalmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zermalmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zermalmteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zermalmteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zermalmtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zermalmtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zermalmteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zermalmteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zermalmtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zermalmtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zermalmtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zermalmtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zermalmtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zermalmtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها