فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تجزیه کردن

تأییدنشده

zerlegen فعل

فعل

  • تجزیه کردنتَجزیه کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تفکیک کردنتَفکیک کَردَنتأییدنشده
  • بریدنboridanبُریدَن[bo.ɹiː.d̪ǽn](to cut meat)تأییدنشده
  • تشریح کردنتَشریح کَردَن(3. to analyze an idea in detail by separating it into its parts)تأییدنشده
  • تکهتکه کردنتأییدنشده
  • قطعهقطعه کردنتأییدنشده
  • از هم باز کردن(transitiv: etwas in seine Komponenten aufteilen, in seine Einzelteile auflösen)تأییدنشده
  • از هم جدا کردناز هَم جُدا کَردَن(transitiv: etwas in seine Komponenten aufteilen, in seine Einzelteile auflösen)تأییدنشده

دستور زبانِ zerlegen

فعل

تلفظ
[ˌt͡sɛɐ̯ˈleːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zerlegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zerlegenمعلوم، مصدر، حال
  • zerlegendمعلوم، participle، حال
  • zerlegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zerlegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerlegeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerlegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerlegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zerlegeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerlegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerlegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerlegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zerlegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zerlegenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • zerlegenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zerlegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerlegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zerlegenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • zerlegenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zerlegteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zerlegteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerlegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zerlegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerlegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zerlegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerlegtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zerlegtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zerlegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zerlegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zerlegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zerlegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها