رفتن به محتواتجزیه کردن
تأییدنشده
zerlegen فعل
فعل
- تجزیه کردنتَجزیه کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تفکیک کردنتَفکیک کَردَنتأییدنشده
- بریدنboridanبُریدَن[bo.ɹiː.d̪ǽn](to cut meat)تأییدنشده
- تشریح کردنتَشریح کَردَن(3. to analyze an idea in detail by separating it into its parts)تأییدنشده
- تکهتکه کردنتأییدنشده
- قطعهقطعه کردنتأییدنشده
- از هم باز کردن(transitiv: etwas in seine Komponenten aufteilen, in seine Einzelteile auflösen)تأییدنشده
- از هم جدا کردناز هَم جُدا کَردَن(transitiv: etwas in seine Komponenten aufteilen, in seine Einzelteile auflösen)تأییدنشده
دستور زبانِ zerlegen
فعل
- تلفظ
- [ˌt͡sɛɐ̯ˈleːɡn̩]
همهٔ صورتها
- zerlegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- zerlegenمعلوم، مصدر، حال
- zerlegendمعلوم، participle، حال
- zerlegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- zerlegمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerlegeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerlegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- zerlegeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- zerlegeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerlegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- zerlegestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerlegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- zerlegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zerlegenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- zerlegenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- zerlegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- zerlegetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- zerlegenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- zerlegenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zerlegteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- zerlegteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerlegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- zerlegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerlegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- zerlegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zerlegtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- zerlegtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zerlegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- zerlegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zerlegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- zerlegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها