فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خش افتادن

تأییدنشده

zerkratzt werden
عبارت

عبارت

  • خش افتادنخَش اُفتادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها