فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خدشه دار کردن

تأییدنشده

zerkratzen فعل

فعل

  • خدشه دار کردنخَدشه دار کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خراش دادنخَراش دادَنتأییدنشده
  • خش بر چیزی می افتدخَش بَر چیزی می اُفتَدتأییدنشده

دستور زبانِ zerkratzen

فعل

تلفظ
[t͡sɛɐ̯ˈkʁat͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zerkratztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zerkratzendمعلوم، participle، حال
  • zerkratztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zerkratzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerkratzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerkratztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerkratzetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerkratzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zerkratzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerkratztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerkratzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerkratztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zerkratzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zerkratzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zerkratztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerkratzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerkratzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zerkratzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zerkratzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zerkratzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerkratzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerkratztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zerkratzetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zerkratztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerkratzetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerkratzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zerkratzeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zerkratzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerkratzeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerkratztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zerkratzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zerkratztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zerkratzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zerkratztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zerkratzetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zerkratztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zerkratzetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zerkratztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zerkratzetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zerkratztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerkratzetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها