رفتن به محتواخدشه دار کردن
تأییدنشده
zerkratzen فعل
فعل
- خدشه دار کردنخَدشه دار کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خراش دادنخَراش دادَنتأییدنشده
- خش بر چیزی می افتدخَش بَر چیزی می اُفتَدتأییدنشده
دستور زبانِ zerkratzen
فعل
- تلفظ
- [t͡sɛɐ̯ˈkʁat͡sn̩]
همهٔ صورتها
- zerkratztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- zerkratzendمعلوم، participle، حال
- zerkratztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- zerkratzمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerkratzeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerkratztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- zerkratzetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- zerkratzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- zerkratzeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerkratztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- zerkratzestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerkratztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- zerkratzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- zerkratzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zerkratztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- zerkratzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- zerkratzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- zerkratzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- zerkratzeteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- zerkratzteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerkratzeteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerkratztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- zerkratzetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- zerkratztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerkratzetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerkratzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- zerkratzeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- zerkratzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zerkratzeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zerkratztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- zerkratzetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- zerkratztenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zerkratzetenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zerkratztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- zerkratzetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- zerkratztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zerkratzetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zerkratztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- zerkratzetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- zerkratztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zerkratzetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها